تبليغاتX
جهانکشور طهریفاط 2
اینجا همه چیز را تحریف می کنند حتی شما را!!!!
 

قابيل تحريف هابيل :

دفن مردگان سنتي قابيلي!

سنت قابيلي دفن مردگان تحريف اديان:

چرا اديان از خود سنتي در خلاصي از شر مردگان ندارند

 دفن مردگان سنتي است كه از كلاغ به اديان رسيده است .

طبق روايات قابيل از كلاغ آموخت كه جنازه هابيل را در

زير خاك دفن كند پس قابيل رواج دهنده دفن مردگان در ميان

نسلهاي بشري و پيروان اديان بوده است. پرسش اين است

كه چگونه سنتي از يك شرور برادر كش حسود، تبديل به

يك سنت الهي در اديان شده است. البته قابيل براي دفن

برادرش هابيل پولي نپرداخت و سنت و بدعت جديد قبر يك

ميليون تومان به بالا را بايستي دستاورد قابيليان معاصر داشت!

آيا روش قابيل از سوي اديان مورد پذيرش قرار گرفته يا اصلاً در اين

باره اديان غفلت نموده اند. هر چند كه ظاهري دينانه به سنت

قابيل داده اند و مانند بانكداري قابيليان كه كاري جز دفن ارزش

پول ديگران نداشته و اكنون تبديل به بانكداري هابيليان شده است

اكنون بايد پرسيد كه سرنوشت بهداشت شهرها با وجود قبرستانهاي

چرب و چيلي از روغن مردگان، چيست؟ بوي تعفن برخاسته از گورهاي

سيماني و روغن تراوش شده از تركيدن مرده ها و مورچه هاي ريز

مرده خوار چرب تحريفگر آسايش و سلامت شهروندان شده است با

گسترش جمعيت و ازدحام شهرها و چند طبقه شدن گورها در قبرستانها

اوضاع بهداشت قبرستاني به بحران رسيده است و زمان آن فرا رسيده كه

همچون ديگر ملل دنيا، كوره هاي مرده سوزي نيز در بلاد مرده كاران فتواي

برپايي بگيرد. با سوزاندن مرده هم بهداشت تامين خواهد شد و هم هزينه

دفن مرده كاهش خواهد يافت و هم زمين پاك ناپاك نخواهد شد و هم شهروندان

خيابان سسفد كاشمر ( فاطميه ) در كنار قبرستان باغمزار خواهند توانست

فارغ از بوي قبر سر بر بالش بمالند. افزون بر اين، با مرده سوزي آيه

 انالله و انا اليه راجعون نيز در معناي اصلي آن تحقق خواهد يافت.

يعني چون خدا نور است پس بندگان مرده اش با سوزانده شدن تبديل

به نور خواهند شد. و به سوي خدا خواهند رفت و به نور خدا خواهند پيوست

باور كنيد اين كوتاهترين و مستقيم ترين راه براي راجعون كردن به سوي

خداسـت . در وضعيت كنوني دفن مردگان، اين آيه از قرآن فقط با آيه مسيحي

از خاك به خاك ... مطابقت خواهد داشت در حاليكه طبق آيين اسلامي كه

خدا نور است،پس براي بازگشت به اين نور، بايد نور شد. نه خاك!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 16:7  توسط کاوه آهنگر  | 

 

( محقققان ) تحریف پژوهشگران :

کاربرد این واژه عربی با سه ق ( ققق) در زبان اخبار تلویزیون

آیا تحریفی بر واژه های نجیب و خجالتی فارسی همانند

{پژوهشگران، دانشوران، دانشمندان، دانشپژوهان،

دانشگران،دانشورزان،دانشجويان، دانش ابزاران،وجويندگان و كاوشگران آزمايشگاهي و...‍}

نیست؟ در کتابهای فارسی می خوانید که ساخت واژه

{جنگ گاه} به علت اینکه دو تا { گ} در آن کنار هم آمده اند،

مطلوب نيست. ولي با اين وجود واژه محقققان را تلويزيون

و راديو پر به كار مي برند و از اين كه سه (ق) بر زبان جاري

مي كنند باكي ندارند ....

آيا زمان پايان عمر اين واژه فرا نرسيده است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 15:37  توسط کاوه آهنگر  | 

 

تحريف مستند يا تحريف قنات يا تحريف ايران يا تحريف ورود اسلام:

در تاريخ ۲۴/۰۳/۸۷ يك فيلم مستند ايراني پخش از تلويزيون ايران جمهوري

گوينده فيلم كه زني بود مي گفت :

‌ ‌( قنات اگر چه در ايران سابقه اي طولاني دارد ولي پس

از ورود اسلام فنون آن تكامل بسياري پيدا كرد ...)

 اين عبارت جفنگ در يك فيلم مستند علمي آشكار نكرد كه

اسلام را چه به قنات يا قنات را چه به اسلام؟

يا آن بخش از تكامل قنات پس از ورود اسلام شامل

چه چيزهايي بوده است ؟

تب اسلامي كردن هر چيز و هر يك از نمودهاي تمدن ايراني

به فيلم مستند هم سرايت داده شد .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:15  توسط کاوه آهنگر  | 

 

تحریف قرآن:

تحریف داستان قرآنی خضر و موسی در کتاب

عربی سال اول دوره ی راهنمایی

چرا در کتاب عربی راهنمایی ، كتاب نويسان جمهوري اسلامي

 بخشي از داستان خضر را سانسور نموده اند. در چاپ سال

۱۳۸۶ كتاب عربي اول راهنمايي بخشي از داستان، قرآن در خصوص

اقدام خضر در بقتل رساندن كودكي بازيگوش را حذف كردند.

علت اين حذف چه بوده است ؟

آيا به نظر حذافان اين بخش از داستان قرآن بدآموزي

يا ترويج خشونت را در پي مي آورده و يا اينكه از نظر حقوق كودك،

اين كودك کشی مقدس ، به نظر حذافان صورت خوشي را نداشته است؟

اقدام حذافان در گوش و دم بريدن يك داستان ديني شايد چكيده دست

بررسان وزارت ارشاد در صدور مجوز چاپ باشد كه اين بخش از داستان

قرآن را درخور چاپ نيافته اند. در هر صورت، قرآن هم از تيغ سانسور

حذافان مصون نماند. !

معلوم نيست حذف كنندگان با قرآن مشكل داشته اند يا اينكه همانند

موسي، با خضر مشكل داشته اند؟

به هر حال وحشت حذافان از تاثير  اين بخش از داستان خضر

بر اذهان كودكان قابل درك نیست. زيرا آن كه موسي بود عطاي همراهي

با خضر را به لقايش بخشيد تا چه برسد به بچه دوره راهنمايي كه از

نظر حذافان خوش خواب بايستي راههاي تك چين شده

بدانان نمايانده شود در دوره ي راه +نمايي!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:53  توسط کاوه آهنگر  |