|
|
|
|
|
دانشکاوان آیینه ای رو به جهان مسغره شما! جهانی دست پرداخت احمقها و شیادها!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:11 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
بنجولیسم در آموزش و پرورش!
تحریف مغزها با آموزش
فرساینده ی زبان عربها
در مدارس فارسی زبانها
شاید رواج نامهای عربی از دست صالحیه ...، پیامد کلفت شدن کتابهای عربی در مدارس ایرانی است! اصلا چرا اینهمه آموزش پر زبان عربی در ایران؟ آیا فقط آموزش قرآن کافی نسیت؟ حجم سنگین کتابهای درسی عربی، خلیج عربی دیگری در برابر خلیج فارسی کتابهای درسی! طالبانیسم زبان عربی در مدارس فارسی زبانان به بهانه آموزش قرآن! در حالیکه آموزش قرآن خود کتابی جداگانه است. آیا مسئولان عربی دوست کتابهای ملی ، آیا به مغزفرسایی کتابهای عربی درمدارس و دانشگاهها اندیشیده اند؟ آیا بجای این کتابهای سنگین عربی ،دانشهای نو در عصر توسعه بایسته تر و شایسته تر نخواهد بود؟ عصر جاهلیت ایرانی میراثی از پایان عصر جاهلیت عرب بعداً بخوانید.... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:9 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
خبری از تلتکست : در تاریخ 18/12/87 عربیت تحریف ایرانی یط هیات وزیران با تغییر نام روستای قارپوز آباد از توابع دهستان احمد آباد بخش مرکزی شهرستان نظر آباد در استان تهران به روستای صالحیه موافقت کرد. دیدگاه: این نام به شکل الصالحیه بسیار اصیلتر و شکیل نر و مذهبی تر می بود اگر تصویب می شد رواج نامهایی از این دست همچون الغدیر ، المهدی ، سلیقه این قوم را می رساند . گویای موج عربزدگی پس از موج غربزدگی است. افتادن از دو طرف بام شیوه ای ایرانی است. گویی ایستادن بر روی بام اذیتشان می کند و باید حتما از یک طرف آن خودشان را پایین بیاندازنداگر قارپوز بدپوز بود چرا باید بی پوز شود؟ برای حفظ سوابق تاریخی می شد با در نظر گرفتن تحول واجها، نامهایی چون کرپیزان، کرپوسان، خربزان را پیشنهاد کر تا زیباگر نام این روستا بوده باشد. شاید قاپوز شکل دیگری از واژه خربزه می باشد و گونه ای دیگر از ریشه زدایی را در کنار استرواج الکلماته العربیه می توان برای مثال در نامگذاری استان جدیالبنیاد باستان ایران نام زیبای هیرکانیا را برخود دارد جای پرسش برمی انگیزد که چرا پیشینه باستانی ایران یکسره به فراموشی سپرده شود و یک نام بی ریشه جای یک نام با ریشه را بگیرد. ؟ نامهای عربی یی از این دست پیامد افراط در آموزش زبان عربی حتی خود عربها هم در مدرسه هایشان اینهمه عربی پرپیچ و خم نمی خوانند. که در تحریف بعدی بخوانید....
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:52 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
شکارستان کاشمر، تحریف شکار بانی یک قینی می گفت: در یکماه 000/750/1 تومان گوشت شکار فروختیم! بزکل و میش شکاربانی کاشمر در سفره شکارچیان |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:48 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
سدی بر زمین و سدی بر آسمان! هرگاه شنیدی که سدی ساخته شد در زمین، بدان که بر آسمانش هم سدی خواهند بست! تا با چلاندن ابرهای سرزمینهای دیگر که از فراز سدشان می گذرد ، سد خود را انباشته کنند آنهم به بهای خشکاندن کاریز دیگران ! یازده سال خشکسالی شرق کشوریها برابر با یازده سال اوج سدسازی غرب کشوریها ! و برابر با یازده سال باروری مصنوعی ابرها. غرب وحشی است.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 16:12 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
تحریف هواشناسی : آیا درگزارش سازمان هواشناسی بارور شناسی ابرها هم دیده شده است؟ یعنی آیا گزارشی را که این سازمان درتلویزیون و رادیو دربارش و نابارش آسمانها به مردم می گوید ، رویداد و تاثیر باروری ابرها در برخی استانها تاثیر داده شده است؟اگر در گزارش هواشناسی که ارائه می شود، باروری ابرها تاثیر داده شده و سپس نتیجه به آگاهی مردم رسانیده می شود، پس باید گفت که باروری ابرها باعث تخریب و تغییر گزارش هواشناسی شده است. و اگر در گزارش هواشناسی که ارائه می شود ، سازمان هواشناسی باروری ابرها را نقشی نمی دهد و دخیل نمی کند پس بایستی گفت که سازمان هواشناسی گزارش واقعی از بارش و آب و هوای واقعی بدست نمی دهد. به دیگر سخن، سازمان هواشناسی افزون بر استناد به تصاویر و نقشه های ماهواره ای و داده های ایستگاههای هواشناسی خود و سایر عوامل بایستی اطلاعات مربوط به سازمان باروری ابرها ی کشور را نیز دریافت کنند . و آنها را در برنامه گزارش هواشناسی خود بگنجاند زیرا عدم لحاظ دسته گلی که سازمان بارور کننده ابرها در راهزنی آسمانی به آب داده ، گزارش هواشناسی و تبدیل به گزارش آبکی و بیخود می کند. اینک یک گزارش هواشناسی از کاوه: با نفوذ جبهه هوای سردی که از بخشهای غربی وارد کشور می شود انتظار بارندگی در استانهای غربی کشور می رود این موج بارش به ترتیب استانهای مرکزی و شرق کشور را نیز تحت تاثیر خود قرار خواهد داد بدین ترتیب درهفته ای که پیش روی دارید انتظار بارش را در سراسر کشور داریم. ولی زیاد خوش خیال نباشید زیرا استانهای غربی و مرکزی خیال ندارند اجازه بدهند که ابرها به بخشهای شرقی کشور برسد و با باروری ابرها ضمن آنکه فاتحه گزارش هواشناسی را خواهند خواند به یک ذره ابر هم اجازه عبور به سمت شرق کشور را نخواهند داد.
درخواست شرق کشوریها از مجلس: تحریم باروری ابرها و تدوین منشور داخلی وبین المللی عدم تجاوز به ابرها و جبهه های آب و هوایی . زیرا سازمان سدها بیشتر از کشاورزان شرق کشور به آب این ابرها نیاز دارد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 17:50 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
با محاسبه یکروز حقوق تعطیل شوندگان کارمند، صدها میلیارد تومان یکروزه نذربیکاری رسمی می شود . برای مثال آمار کارمندان آموزش و پرورش را در حقوق روزانه حداقل 20 هزار تومان ضرب کنید تا ببینید ملت چند میلیارد برای بی سواد شدن فرزندانشان می پردازند. در یک مثال دیگر 3 میلیون کارمند در یک روز تعطیل با حقوق حداقل 20هزار تومان در روز حدود 60 میلیارد تومان هزینه روی دست تهیدستان می گذارند. اگر بشنوید که کارفرمایی که ساختمان می سازد یکروز کارگران خود را تعطیل کند و بگوید که امروز بروید یلللی تلللی کنید و در عین حال دستمزدتان را هم بگیرید آنگاه آیا شما نخواهید گفت یارو عقلش را از دست داده و پولش را به باد میدهد؟ پس چگونه است که با اینکه دولت به کارکنانش می گوید: « امروز کار را بر شما می بخشم پس بیکار باشید و حقوقتان را همچنان بگیرید» کسی نمی گوید دولت احمق شده و به مالش آتش زده ؟ پاسخ کاوه: علت اینکه کسی چنین برداشتی ندارد اولا عادت و احتیاط بر این سنتهای نادرست طاغوتی است. ثانیا چون دولت از جیبش نمی خواهد حقوق بدهد و از جیب ملت می پردازد . ثالثا دولت و مجلس وهمه تصویب کنندگان تعطیلی یکروز، خودشان هم حقوق بگیر هستند. و ازاین بادابادا بیکاری همراه با حقوق، خودشان هم سود می برند. پس دلیلی ندارد که نگران باشند. درست همانند وضعیتی که یک پیمانکار یا وکیل از طرف کارفرما استخدام میشود تا کارگرانی را استخدام کند، اگر این پیمانکار یا وکیل یکروز کارگران خود را با مزد تعطیل کند، چون مزد کارگران و مزد خودش را نیز کارفرمای بیخبر می پردازد پس نگران پول برباد رفته نیست چون خودش هم سود می برد. به نظر شما اگر از مردمی که حقوق حقوقبگیران را می پردازند همه پرسی شود که آیا حاضرند معلمان یکروز حدود 100 میلیارد تومان حقوق بگیرند و آنروز تعطیل شوند ، آیا گمان میکنند مردم بی حقوق، یکیشان هم راضی خواهد بود آری بگوید؟ دربرابر اگر از تعطیل روندگان که فقط کارکردنشان ب ه تعطیلی می رود ولی حقوقشان هیچگاه به تعطیلی نمی رود بخواهید یا بخواهند که در برابر این جریان یکطرفه ی «فقط بخشش کار»، یکبار در سال حقوق یکروز کاریشان رادریافت نکنند،آیا آنها حاضر به پذیرش عدم دریافت حقوق یکروز کارشان خواهند بود، پس بهتر است که همین حقوق یکروزتعطیلی را از ملت بی حقوق نگیرند و اگر حاضر به پذیرش عدم دریافت حقوق یکروز کارشان نیستند، پس چرا ملت را ملزم به پرداخت حقوق یکروز بیکاری شان می دانند؟ چرا بایستی این جریان یک طرفه باشد ؟ یعنی فقط کارمندان همراه با حقوق تعطیل می شوند؟ ولی هیچگاه بی حقوق کار نمی کنند؟ و حتی بی حقوق به تعطیلات نمی روند پس دست کم حذف حقوق ایام تعطیل خواسته منطقی پردازندگان حقیقی این حقوقها خواهد بود. بعداً بخوانید لقمه حرام رسمی در سبد تعطیل پرستان یارانه تعطیلات کارمندان ، هزینه ای بر دوش ناکارمندان |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 17:47 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
سوژه هایی از بی سوادی در آموزش و پرورش: 1- دانشجویی در بانک از متصدی باجه پرسید 40 هزار تومان به ریال چقدر می شود؟ 2- متصدی بانک به یک وام گیرنده می گفت روی سفته بنویس ( عندالمطالبه) وقتی وام گیرنده نوشت مسئول بانک پرسید تو فوق دیپلمی؟ طرف گفت نه دیپلمم متصدی بانک گفت غیر ممکن است و پرونده طرف را نگاه کرد وام گیرنده پرسید برای چی می پرسی؟ متصدی بانک گفت برای اینکه بلدی بنویسی عندالمطالبه.!! آیا اینها گوشه هایی ازجریان بی سوادی در آموزش وپرورش نیست؟ و بدید شما آیا تعطیلات بی رویه در ایجاد آن نقش ندارد؟! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 17:36 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
تحریف تعطیلی یا تحریف حقوق یا تحریف آموزش یا آموزش بیعاری بیعاری رسمی در تعطیلات : به مناسبت تعطیلات رسمی در مورخه ۶/۱۲/۱۳۸۷ و ۸/۱۲/۸۷ چرا حقوق بگیران و دانش آموزان اینقدر خوشحال می شوند؟ چرا روز چهارشنبه که در میان دو تعطیلی جایگیر شده باید خود تعطیل شود. چرا عکس این اتفاق نمی افتد یعنی چرا سه شنبه که وسط دو روز کاری دوشنبه و چهارشنبه افتاده است تعطیلی خود را از دست نمی دهد؟ آیا فرهنگ بیعاری عامل این جریان یک طرفه است ؟ اصلا چرا ایام وفات باید تعطیل باشد این سنت از کجا آمده است آیا خود امام و پیامبر اگز زنده بود خود همچین وصیت و توصیه ای به تعطیلی روز وفاتش تا ابد می کرد؟ چرا فقط حقوق بگیرها تعطیل می شوند آیا مردم دیگر پیوستن به این سنت را نخواهند داشت. اگر تعطیلی از کار در ایام وفاتها سنت واجب و لازمی است و ثواب دارد پس دولت بایستی خرج زندگی دیگر آحاد جامعه رانیز بدهد تا آنها نیز در این روزهای پر ثواب بتوانند به جمع تعطیل شوند کار بپیوندند و از این سوز و سفره بیعاری نصیبی ببرند. آیا درست است به اسم مقدسین کسب و کار جامعه اسلامی را بخوابانند و حقوق مفت به کارکنان بپردازند و به این هم بسنده نکنند و روزهای وسط دو تعطیلی را نیز به جمع مفت خوری خود افزوده کنند؟ مساله از آنجا بودار می شود که بهای این بیعاری رسمی را مردم پابرهنه باید بپردازد. اگر اجتنابی از این تعطیلات نیست که هست، بایستی دولتیان و حقوق بگیران تعطیل شونده در این ایام تعطیلات بی حقوق شوند، چرا باید کسی برای روزی که تعطیل است حقوق بگیرد و مسلم است که وقتی این تعطیلات به نفع فقط حقوق بگیران است از وزارت حقوق بگیر تا مجلس حقوق بگیر جنبه رسمی به این تعطیلات بدهند زیرا به نفع خودشان نیز هست پس زمان آن فرا رسیده که این گونه تعطیلات برچیده شود و اگر برچیده نمی شود بابت آن حقوقی از بیت الحال و بیت العیش به هیچ حقوق بگیری پرداخت نشود. اگر یکبار این حقوق تعطیلات را حذف کنند آنگاه هیچ معلم و کارمندی حقوق بگیری که حداقل روزی 20 هزار تومان حقوقش است راضی به تعطیلی نخواهد بود و هیچ وکیل مجلس نیز حاضر به تصویب این تعطیلی نخواهد بود چون خودش حداکثر حقوق را می گیرد. پس چرا بایستی ملت حقوق بگیر به این تعطیلات پر هزینه رضایت بدهند؟ بیعاری بچه های مردم بماند برای بعد. اگرعلی بت عدالت شیعیان می بود آیا در برابر این هزینه های هنگفتی که برای تعطیلی بکارمندان پرداخت می شد سکوت و موافقت می کرد یا اینکه ذوالفقار تیز می کرد.! آیا علی در زمان حکومتش سالروز وفات پیامبر اسلام را تعطیل می کرد! و اگر تعطیل می کرد به کارمندانش حقوق می پرداخت؟ و اگر چهارشنبه ای را که وسط تعطیلی می افتاد تعطیل می کرد؟ و اگر تعطیل می کرد باز هم حقوق می پرداخت؟
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 12:29 توسط کاوه آهنگر
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا اعتیاد در میان کارکنان و بازنشستگان شهر هرت غوغا می کند.
آیا مقرری ماهیانه پیوسته باعث ایجاد یک قلم مواد مخدر در سبد خانوار کارمندان شده است؟! فرهنگ اعتیاد یا اعتیاد در فرهنگ ؟! اعتیاد در آموزش و پرورش چرا اکثر معلمان آموزش و پرورش معتادند؟ آیا فرهنگیان معتاد عامل اصلی گرایش دانش آموزان ( اعتیاد آموزان) به مواد مخدر نیستند. آیا می دانید معلمی در شهر هرت سر کلاس دبستان پیش دانش آموز خردسال سیخ به تریاک می چسباند. معلمی که کتاب را باز می کند و به صورت تیغکی روی میز می گذارد و سیخکی تریاک فرد اعلاء دود می کند تا دانش آموزان برای نه نه باباهایشان با هیجان آنرا بازگو کند فقط مجازاتش این بود که از دبستانی به دبستان دیگر هجرت کند تا دانش آموزان مدرسه دیگر هم شاهکار او را ببینند. آیا می دانید ناظمی معتاد در مدرسه راهنمایی برای زهر چشم گرفتن از دانش آموزان سیگار مواد مخدر بار می کند و با شاگردانی که فرزندان ساقی هایی هستند که او مواد مخدرش را از آنها می ستاند، با ملاطفت و نورچشمی گری رفتار می کند و این را دانش آموزان دیگر به خوبی می دانند. آیا در پیشگیری نبایستی مجازات اخراج و کسری حقوق بگیر در نظر گرفته شود ؟ و آیا در وضعیت کنونی عملاً به مصرف کنندان مواد مخدر یارانه مصرف پرداخت نمی شود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 17:46 توسط کاوه آهنگر
|
|
||